
در هر مقطعی از زندگی، هریک از ما وضعیت یک آدم «گمگشته» را پیدا میکنیم. دقیقاً مثل آدمی که توی یک بیابان بزرگ گم شده و نه جهتی را تشخیص میدهد و نه راهی برای حرکت، جلوی پایش هست. این آدم، یا ممکن است ناامید شود و در همانجایی که هست تلف شود، یا امیدوارانه نشانهها را بسنجد تا راهی پیدا کند. همیشه، از هرجایی میتوانیم شروع کنیم. مسأله دیر و زود بودن مطرح نیست مسأله خواستن و اقدام کردن مهم است. از همان زمان که «بخواهیم» همه چیز به تدریج بهتر میشود. من خودم بهتجربه فهمیدهام بهمحض اینکه میخواهم و با جریان هستی همسو میشوم، حتی چیزهای بیرون ه...
ادامه مطلب