پاییز هزاررنگ با هوای لطیف و متغیرش از راه رسیده و هر روزش شکلی و رنگی دارد. یکی از شیوههای تجربیام برای آرامش، پناهبردن به آغوش طبیعت و دمی آسودن در آن فضاست. اگر در جای آرامی بنشینید و چند لحظه به مناظر طبیعی نگاه کنید متوجه میشوید همه چیزهای طبیعی با هم ارتباطی ظریف دارند و هرکدام دقیقاً همانطور که هستند زیبایند. تا وقتی ما در آن دخالت نکنیم و با قواعد ذهنی، ساختارهای طبیعی را بههم نریزیم همه چیز همانطوری است که باید باشد. اما مشکل اینجاست که ما عموماً در چیزها دخالت میکنیم و خودمان را «مالک» همه چیز میدانیم.

فرق یک پارک و جنگل در این است که پارک ساختاری ذهنی دارد یعنی در آن همه چیزهای «زائد» را حذف میکنیم تا همهچیز آنطوری باشد که میخواهیم. حالا در این ساختار مصنوعی که درست کردهایم اگر چیزی حضور ناخواسته داشته باشد ناگهان همه قواعد نظمسازیمان به هم میریزد. مثلاً اگر شاخه خشکیده یک درخت توی پیادهرو پارک افتاده باشد بلافاصله باید آن را تمیز کنیم که این نظم مختل نشود. پس در ساختارهای ذهنی دائماً باید در حال کنترل باشیم تا همه چیز باب میلمان باشد. اما در محیطی طبیعی مثل جنگل هیچچیز «زائد»ی وجود ندارد. همه چیز در پیوند با همدیگر است و هیچ چیزی را لازم نیست کنترل کنیم. درواقع در محیطی طبیعی مثل جنگل، بهترین مدیریت، مدیریت نکردن است.
بههمینخاطر بهاین درک در هستی رسیدهام که زیستن طبیعی، زیستن بیتنش و پر از فراغت و آرامش است. وقتی ما آرام و طبیعی زندگی کنیم و دیگران را همانطور که هستند بپذیریم لازم نیست انرژی فراوانی صرف مدیریت ارتباطات و کنترل افراد کنیم. باور کنید با این روش زندگی خیلی خیلی ساده میشود. نظر شما چیست؟
------------------------------
کتاب «سخت نگیر» اوشو را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
برچسب: استادان طبیعت,
نویسنده: شیدا شجاعی